الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

524

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى )

را ببين و وادارشان كن او را تنبيه كنند و گاهى مىگويد ، ادب كنند يعنى وجهه اخلاقى به مسئله مىدهد ، در حالى كه عمل خود و دوستانش ضد اخلاقى است . از طرف ديگر وقتى انسان دوستى پيدا كرد ، دلش مىخواهد هر چه او مىگويد ، انجام دهد و اين در عشقهاى مجازى بين دو جنس مخالف بيشتر است ، خدا نكند پسرى عاشق دخترى نااهل يا برعكس دختر عاشق پسرى نااهل شود ، كه چه بسا اين عشق و محبت كاذب انسان را كور و كر مىكند و حتى پا روى اعتقادات و اصول مسلم و پذيرفته شده عقلى و نقلى مىگذارد ، و دست به گناه آلوده مىكند و محدوديتهاى مرزهاى الهى را مىشكند ، چه بسا پسر جوان به خاطر محبوبش بىنماز و بى اعتقاد مىشود و فكر مىكند اگر در برابر اين دوست معشوقش نماز خواند و ظواهر دين را رعايت كند ، امّل و غير مترقى است و چه بسا دختر بواسطه اين كه پسرى را دوست مىدارد و او نااهل است و خانواده‌اش بىحجاب است ، دست از حجاب خود مىكشد و حريم عفّت را مىشكند ! مولى در اين دو فراز مرز حبّ و بغض را مشخص مىكنند ، كه نبايد از محدوده شرعى خارج شود مثل بعضى قضات و يا امراء جور مباش ، كه وقتى بغضى كس را به دل گرفتند ، در صدد ظلم به او هستند و نه مثل كسى باش كه به خاطر دوست داشتن كسى ، اگر خلاف كرد ، حكم شرعى او را نگويد به خاطر حُبّ مُفرط به همسرش ، دلش نمىآيد ، بگويد چادر نازك و جوراب نازك مپوش چون رنجيده خاطر مىشود بدين ترتيب خدا را مىرنجاند ، تا همسرش رنجيده نشود ! حكماء گفته‌اند محبت پنج نوع است : طبيعى ، مثل محبت اولاد ، ارادى مثل محبت دوستان و ياران ، شَهَوىّ ( از روى شهوت و ميل درونى ) مثل محبت همسران ، نفعى مثل محبت انعام كنندگان و الهى مثل محبت اهل خير . « 1 » پرهيزگار واقعى به خاطر هيچكدام از اين محبتها و دوستيها مرز و حدود را

--> ( 1 ) . اخلاق محتشمى ، صفحه 33 . .